عبد الجليل قزوينى رازى
48
نقض ( بعض مثالب النواصب في نقض بعض فضائح الروافض ) ( فارسى )
برابرى دادن از غايت جحود حق و ظهور عداوت پسرش باشد و در ايمان ابو طالب اين خبر كفايت است كه از صادق عليه السّلام روايت كردهاند كه گفت : روزى امير المؤمنين عليه السّلام نشسته بود با قومى بسيار ؛ يكى برخاست گفت : يا أمير المؤمنين أنت بالمكان الّذي أنت فيه و أبوك يعذّب بالنّار ؟ ! فقال عليه السّلام : مه فضّ اللّه فاك و الّذي بعث محمّدا بالحقّ بشيرا و نذيرا « 1 » لو شفع أبي في كلّ مذنب على وجه الأرض لشفّعه اللّه فيهم ، أبي يعذّب بالنّار و ابنه قسيم بين الجنّة و النّار « 2 » . . ! آنگه گفته است : « اگر دين و دولت و خلافت به نسبت بودى چنان كه مذهب گبركان و رافضيان است بايستى كه نه بو بكر را بودى و نه على را ؛ عبّاس را بودى كه عمّ نزديكتر است بمرده كه پسر عمّ ، و اگر خود نيز چنان بودى كه رافضى دعوى مىكند كه اين كار بقرابت قريب « 3 » است بايستى كه حسن و حسين را بودى كه پسران فاطمهاند نه على را كه قرابت قريب « 4 » حسن و حسين راست بشرف فرزندزادگى . و اگر از جهت ابن عمّى دعوى ميكنى ؛ در درج ابن عمّى جز على ديگران بودند چون پسران عبّاس و غيرهم ، و اگر از جهت دامادى ميگوئى ؛ عثمان عفّان و ابو العاص بن الرّبيع نه دامادان بودند چون على ! ؟ پس اگر گوئى : شرف و فضل فاطمه راست دون از آن دختران ديگر ؛ بدانكه اگرچه فاطمه فاضلترست و بزرگتر از دگر خواهرانش ، اين شرف همه را برسول خداست ( صلعم ) نه بفاطمه ، و دگر دختران همچنان فرزندان رسول بودند چون فاطمه ، و دامادان هم چون او « 5 » داماد ، اگر چه على فاضلتر بود كه « 6 » ابو العاص كه داماد سيّد است بر زينب بنت رسول ( صلعم ) و فاطمه از زينب بهتر است » . امّا جواب اين كلمات مكرّر نامفيد از پيش گفته شد كه بمذهب شيعه
--> ( 1 ) - « و نذيرا » فقط در دو نسخهء ب م ( 2 ) - براى تحقيق در اين حديث رجوع شود بتاسع بحار از چاپ امين الضرب ( ص 23 ) و يا بكتاب « الحجة على الذاهب في ايمان أبى طالب » تأليف سيد فخار چاپ نجف ( ص 15 ) يا بص 20 چاپ اوّل النقض . ( 3 و 4 ) - ع ث : « بقرابت قربت » م ب : « بقرابت قرين » ( در هردو مورد ) » . ( 5 ) - ع : « هم چنو » . ( 6 ) - ح س : « از » .